<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>بنیان: پژوهش های راهبردی معماری و شهرسازی اسلامی</title>
    <link>https://bonyan.qom.ac.ir/</link>
    <description>بنیان: پژوهش های راهبردی معماری و شهرسازی اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>روشی نو برای ترسیم نقوش تزئینی معماری اسلامی با استفاده از الگوی نگارال</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4509.html</link>
      <description>امروزه ارتباط گسترده میان هنر و علومی همچون ریاضیات و علم رایانه، امری غیرقابل انکار است. در همین راستا مطالعات میان رشته ای جهت برقراری تعامل میان دانش‌های مختلف با یکدیگر، به منظور تسهیل درک و فهم موضوعات از جنبه ها و ابعاد مختلف به میان می ‌آید. فرکتال (معادل فارسی برخال) از جمله این مباحث میان رشته ای است که رد پای آن در بسیاری از زمینه های علمی و هنری مشاهده می گردد. فرکتال‌ها برگرفته از طبیعت هستند، با هندسه و ریاضیات در ارتباط هستند و از قرن ها پیش در هنر و معماری سنتی و کلاسیک مورد استفاده قرار می‌گرفتند.هدف از این پژوهش دستیابی و بازتولید الگوی هندسه فرکتالی به کار رفته در نقوش و گره های پرکاربرد معماری اسلامی و ترجمه آن به زبان نرم افزاری با بهره گیری از قوانین روش نگارال (L_system ) و به کمک زبان رایانه می باشد. از جمله‌ی مزایای حاصل از کاربست یافته های این پژوهش می توان به این موارد اشاره نمود: افزایش سرعت و کاهش چشم گیر خطا در روند طراحی نقوش هندسی معماری اسلامی و همچنین دستیابی به فرم ها و الگوهای نوین و پیچیده تر تنها با ایجاد تغییر های جزئی در داده های سیستم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ریخت شناسی گنبد بقاع متبرکه تاریخی خوزستان (مطالعه موردی: بقاع شهرستان‌های دزفول و شوشتر)</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4510.html</link>
      <description>گنبد و طاق در ایران سابقۀ دیرینه‌ای دارند. گنبد را می‌توان پدیدۀ شگفت‌آورِ زادۀ نبوغ ایرانی برای غلبه بر چالش پوشش دهانه‌های بزرگ دانست. وجود قدیمی‌ترین آرامگاه‌های ایران و جایگاه برجستۀ استان خوزستان در نشر ادیان و به‌ویژه مذهب تشیع موجب شده است که آرامگاه‌های مذهبی این استان، به یکی از بارزترین جلوه‌های معماری بعداز معماری مساجد تبدیل شوند. این معماری بومی و شاخص استان خوزستان در شهرهای شوشتر و دزفول و در طی دوره‌های تاریخی مختلف به اوج شکوفایی خود رسیده است. این پژوهش با هدف شناسایی انواع گنبدهای بقاع تاریخی دو شهر شوشتر و دزفول و تبیین شاخصه‌های ریخت‌شناسی گنبد بقاع این دو شهر شکل گرفته است. در این تحقیق، نویسندگان با انتخاب بقاع تاریخی دارای شاخصه‌های ثبت میراث فرهنگی متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی و بهره‌گیری از مطالعات کتابخانه‌ای و بازدیدهای میدانی و بهره‌گیری از روش تحلیلی ـ تاریخی، خصوصیت‌های گنبد بقاع یادشده را بررسی می‌نمایند. از یافته‌های این پژوهش می‌توان به شناسایی دو گونۀ عمدۀ گنبد &amp;amp;laquo;رُک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ناری&amp;amp;raquo; اشاره کرد و اینکه گنبدهای رُک بیشترین میزان تنوع را دارند. همچنین بررسی تغییر کالبدی گنبد بقاع در دوره‌های تاریخی متوالی نشان می‌دهد که خیز خارجی گنبد کاهش داشته و بعد از دورۀ صفوی گنبدسازی ناری رواج می‌یابد. شاخصه‌های ریخت‌شناسی گنبد مطرح شده در این تحقیق براساس دید ناظر و مشاهدات میدانی است. با وجود محدودیت‌های پژوهشی بررسی بقاع تاریخی، لیکن معماری غنی این بناها می‌تواند موضوع بحث پژوهش‌های فراوانی در آینده باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شاخص‌های سیاست‌گذاری مسکن (رهیافتی به ارزیابی مسئولیت‌های اجرایی در کشور)</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4511.html</link>
      <description>امروزه کاربرد شاخص‌های ارزیابی منحصر به رصد و رتبه‌بندی نیست بلکه به عنوان ابزاری برای فرهنگ سازی و جهت دهی پیش‌فرض‌های بنیادین نیز نقش جدی ایفا می‌کنند. دسته‌بندی شاخص‌های ارزیابی مسکن به‌گونه‌ای که از طریق آن بتوان تحقق‌پذیری سیاست‌های مطلوب در این حوزه را تسهیل، جهت‌دهی و ارزیابی کند محور پژوهش حاضر محسوب می‌شود. هرچند در این حوزه دسته‌بندی‌های متعدد داخلی و خارجی در قالب اسناد و تحقیقات علمی وجود دارد لکن به لحاظ جامعیت (در نظر گرفتن سه جنبه سخت‌افزاری و نرم-افزاری به صورت توأمان) به اندازه کافی مورد تحلیل و مداقه قرارنگرفته است؛ ازاین‌روی پژوهش حاضر تلاش کرد پس از بررسی دسته‌بندی های موجود به آن بپردازد. آنچه حاصل شد شامل چهار دسته اصلی است که عبارتند از: &amp;amp;laquo;1. شاخص‌های کالبدی - فضایی (تخصیص و چگونگی توزیع فضا و زمین)؛ 2. شاخص‌های اقتصادی (تنظیم الگوهای مربوط به هزینه و بازار مسکن)؛ 23. شاخص‌های فرهنگی - اجتماعی (زیرساخت‌های نرم‌افزاری)؛ 4. شاخص‌های زیست‌محیطی (مدیریت انرژی، مهندسی آب، پسماند)&amp;amp;raquo;؛ که برای هریک از این دسته‌های کلی ابعاد و نمونه شاخص‌های ارزیابی به تفکیک در جداول مربوط مشخص شد. البته این تفکیک و دسته‌بندی به معنای جدایی شاخص‌های ارزیابی از یکدیگر نیست بلکه ناظر به فهم، جهت‌دهی و ارزیابی دقیق‌تر سیاست‌های حوزه مسکن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین عوامل و متغیرهای افزایش پایداری در مرمت و استفاده مجدد از بناهای تاریخی به روش تحلیل عاملی</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4512.html</link>
      <description>هدف از انجام پژوهش حاضر ایجاد ساختار یا الگویی کلی میان متغیرهای مطرح در مباحث پایداری در حوزه مرمت و استفاده مجدد از بناهای تاریخی است. در این پژوهش با بهره‌گیری از روش انجام تحقیق پیمایشی و از طریق تهیه پرسشنامه دیدگاه‌ها و نظریات متخصصین و صاحب نظران در ارتباط با موضوع تحقیق جمع آوری گردید و پس از انجام اعتبارسنجی‌های لازم با استفاده از روش تحلیل عاملی این امکان فراهم شد تا متغیرها و عوامل اصلی پایداری تحت عنوان عوامل پایدار مؤثر در مرمت و استفاده مجدد از بناهای تاریخی ایران استخراج شود. هر عامل بسته به وسعت و اهمیت خود متشکل از چندین متغیر مستقل دیگر بدست آمد و درجه اهمیت هر کدام مشخص شد. بررسی نتایج استخراج شده از پرسشنامه تحقیق و بررسی و تجزیه و تحلیل به عمل آمده از آنها چهار عامل (مفهوم) اصلی را در ارتباط با افزایش پایداری در بناهای تاریخی به شرح زیر مشخص ساخت: 1. منابع و فناوری؛ 2. پایداری اجتماعی و فرهنگی؛ 3. آسایش؛ و 4. مؤلفه‌های ناظر بر بهره‌وری اقتصادی. در این میان عامل منابع و فناوری بیشترین درجه اهمیت و مؤلفه‌های ناظر بر بهره‌وری اقتصادی کمترین درجه اهمیت را در بین عوامل شناسایی شده بدست آوردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش تناسبات هندسی و اصول طراحی در زیبایی‌شناسی مدرسه جهانگیرخان قم: تحلیل تزئینات و ساختار فضایی</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4528.html</link>
      <description>هندسه به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین در معماری اسلامی، نقشی اساسی در سازمان‌دهی فضا، شکل‌گیری معنا و تحقق زیبایی‌شناسی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام هندسی، تناسبات عددی و کیفیت زیبایی‌شناختی مدرسه جهانگیرخان قم به‌عنوان یکی از نمونه‌های شاخص معماری آموزشی عبادی دوره صفویه انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین چگونگی تأثیر نظام‌های تناسبی بر سازمان فضایی، ساختار کالبدی و نظام تزئینات این بنا و نقش آن در ادراک بصری و معنایی فضا است. روش پژوهش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، تحلیل اسناد ترسیمی (پلان، نما و مقاطع)، و برداشت‌های میدانی است. داده‌ها از طریق تحلیل هندسی و تطبیق با الگوهای شناخته‌شده‌ای همچون نسبت طلایی (&amp;amp;phi;) و تناسبات زرین ایرانی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که طراحی مدرسه بر پایه نظامی چندلایه از نسبت‌های هندسی شامل ۱: ۲&amp;amp;radic;، ۱: ۳&amp;amp;radic;، ۲:۳، ۴:۵، ۷:۸ و نسبت طلایی سامان یافته و این نسبت‌ها در ابعاد صحن، ایوان‌ها، حجره‌ها و نمای اصلی به‌صورت منسجم تکرار شده‌اند. صحن مرکزی با هندسه‌ای نزدیک به هشت‌ضلعی، الگوی مرکزگرای فضا را شکل داده و شبکه‌ای ماژولار از دسترسی‌ها و ریتم فضایی پیرامون آن سازمان یافته است. همچنین، نظام تزئینات شامل گره‌های هندسی، مقرنس و کاشی‌کاری، در تداوم مستقیم هندسه سازه‌ای عمل کرده و علاوه بر تقویت انسجام بصری، حامل معانی نمادین و قدسی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هندسه در مدرسه جهانگیرخان صرفاً ابزاری برای نظم‌بخشی کالبدی نیست، بلکه به‌مثابه یک زبان معنایی، نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد وحدت بصری، تعادل ادراکی و انتقال مفاهیم قدسی ایفا می‌کند. این امر، قابلیت بهره‌گیری از اصول تناسبات هندسی در طراحی فضاهای آموزشی معاصر را نیز برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چالش‌های انطباق ساختمان‌ها با ضوابط شهرسازی (قسمت دوم)</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4529.html</link>
      <description>رشد بی‌برنامه و نامتوازن شهرهای ایران در دهه‌های گذشته، تحت‌تأثیر عوامل متعددی از جمله فقدان طرح‌های توسعه شهری جامع، مهاجرت گسترده روستاییان پس از اصلاحات ارضی و ساخت‌وسازهای فاقد مجوز یا مغایر با ضوابط رخ‌داده است. این روند منجر به شکل‌گیری بافت‌های ناپایدار حاشیه‌ای با حداقل استانداردهای بهداشتی، فنی و شهرسازی شد. باوجود تصویب تبصره های ماده ۱۰۰ قانون شهرداری در سال ۱۳۵6 برای مقابله با این تخلفات، اجرای مؤثر آن پس از انقلاب با موانعی مواجه گردید و تا نیمه دوم سال ۱۳۶۷ نظارت کارآمدی بر ساخت‌وسازها وجود نداشت. اگرچه امروزه کمیسیون‌های ماده ۱۰۰ به‌عنوان مرجع رسیدگی به تخلفات ساختمانی فعال هستند، اما رویکرد غالب آنها معطوف به بررسی ابعاد فنی و ایمنی بنا و اخذ جریمه است و اصول کلان شهرسازی مانند: تناسب تراکم با سرانه‌های خدماتی، عرض معابر، پارکینگ و هماهنگی کالبدی با طرح‌های توسعه شهری، اغلب نادیده گرفته می‌شود. این در حالی است که بسیاری از نیروهای فنی شهرداری‌ها فاقد تخصص شهرسازی هستند و شهرسازان نیز در فرایند تهیه، نظارت و صدور مجوزهای ساختمانی نقش مؤثری ندارند. این مقاله با روشی کتابخانه‌ای و مصاحبه، بر این باور است که برای ساماندهی شهری و پیشگیری از تخلفات، لازم است نظرات کارشناسی متخصصان شهرساز در کمیسیون‌های ماده ۱۰۰ و مراجع قضایی به‌عنوان دلیل معتبر مورد استناد قرار گیرد. تدوین و ابلاغ ضوابط مشترک حداقلی شهرسازی برای این کمیسیون‌ها و الزام مالکان و سازندگان به ارائه نظریه کارشناسی شهرسازی جهت دفاع از پروژه، گامی ضروری برای کاهش تخلفات، کاهش شکایات و هدایت شهرها به‌سوی توسعه‌ای منطقی و اصولی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش دو رویکرد سنت‌گرا و نوگرا در بهره گیری از معماری گذشته ایران؛ نمونۀ موردی: کارهای نادر اردلان و هادی میرمیران</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4533.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، چگونگی بهره‌گیری از معماری گذشته در معماری معاصر ایران، یکی از دغدغه‌های پژوهشگران و معماران بوده است. با همۀ پژوهش‌های انجام گرفته، همچنان دو رویکرد سنت‌گرایی برپایۀ نگرش سنت‌گرایان از سویی، و نوگراییِ معناپرداز از سوی دیگر، نیازمند تحلیل تطبیقی و ساختارمند هستند. در این مقاله تلاش می‌شود برپایۀ نمونه‌های ویژه از هر دو رویکرد، یکی از نادر اردلان و دیگری هادی میرمیران، به این مهم بپردازد؛ و چگونگی پیوندشان را با گذشتۀ معماری ایران تحلیل کند. مقاله با راهبرد استدلال منطقی و رویکرد تفسیری پیش می‌رود؛ و به‌وسیله تحلیل گفتمانی-مضمونی، گفته‌ها، نوشته‌ها و نمونه‌های معماری دو معمار را در سه سویۀ &amp;amp;laquo;بنیاد‌های نظری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شیوه برداشت و الهام از گذشته&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیامدهای کالبدی و معنایی&amp;amp;raquo; را بررسی می‌کند. سپس با تحلیل تطبیقی تفاوت‌ها و همپوشانی‌های دو جریان را در پنج سویۀ جهان‌بینی، نگرش به نوگرایی، سرچشمه معنا، چگونگی بازخوانی گذشته و پیامدهای معماری آن آشکار می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد اردلان با پیروی از نگرش سنت‌گرایان، معماری گذشته را سرچشمه‌ای از الگوهای قدسی و فرازمانی می‌داند؛ و از آن در کالبدی نسبتاً سرراست و هندسی بهره می‌گیرد؛ لیک میرمیران با رویکردی پویا، معماری گذشته را سرچشمه‌ای برای خلق &amp;amp;laquo;معنا&amp;amp;raquo; دریافته، و الگوهای فضایی گذشته را در سطحی تجریدی‌تر و با آزادی مفهومی بیشتری بازخوانی می‌کند. در تحلیل نهایی، یافته‌ها نشان می‌دهد هیچ‌یک از دو رویکرد به تنهایی توانایی پیونددادن معماری گذشته را با نیازهای امروزی ندارند؛ اما آمیزه‌ای از &amp;amp;laquo;الگوهای فضایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تفسیرهای معنایی&amp;amp;raquo;، که نه در بند کالبد‌گرایی باشد؛ و نه در بند سنت‌گرایان، می‌تواند چشم‌اندازی پذیرفتنی برای معماری امروز ایران فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه مولفه های کالبدی مؤثر بر رضایتمندی و حس دلبستگی به مکان (مورد مطالعه: فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی با تراکم متوسط منتخب شهر تهران)</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4530.html</link>
      <description>با توجه به گسترش الگوی آپارتمان‌نشینی و کاهش کیفیت تعاملات اجتماعی در مجتمع‌های مسکونی معاصر، تضعیف حس تعلق و کاهش رضایتمندی محیطی به یکی از چالش‌های اساسی سکونت شهری در تهران تبدیل شده است. این وضعیت ضرورت بازخوانی نقش مؤلفه‌های کالبدی فضاهای جمعی بر رضایتمندی و حس دلبستگی به مکان که هدف پژوهش می باشد را دوچندان می‌کند. در این پژوهش از روش ترکیبی کمی- کیفی استفاده شده است. ابتدا با تحلیل رگرسیون از طریق راهبرد همبستگی و از طریق برداشت‌های میدانی و تکمیل ۳۶۱ پرسشنامه در گونه های متفاوت فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی تهران به همراه استفاده از روش تحلیل عامل و الگوسازی معادلات ساختاری به آزمون مؤلفه‌ها و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری کاربران به منظور سنجش میزان تأثیر عوامل رضایتمندی بر ایجاد حس دلبستگی به مکان ‌پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان داد که بین رضایتمندی و حس دلبستگی به مکان رابطه وجود داشته و ادراک بصری و کیفیت مدیریت فضا نسبت به شاخص‌های صرفاً کالبدی نقش پررنگ‌تری در تقویت حس دلبستگی دارند. از میان مؤلفه‌های محیطی رضایتمندی،مؤلفه‌ &amp;amp;laquo;زیبایی منظره&amp;amp;raquo; بالاترین ضریب را دارد و توانسته است بیشترین میزان رضایتمندی را در ساکنین برآورده سازد و پس از آن به ترتیب: &amp;amp;laquo;تنوع بافت و رنگ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدیریت و نگهداری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نظافت و پاکیزگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امنیت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایمنی فیزیکی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مکان/ موقعیت&amp;amp;raquo; و در آخر&amp;amp;laquo;میزان/ ابعاد &amp;amp;raquo; قرار دارند. در این پژوهش بر نقش طراح به عنوان خالق فضا تاکید می شود که با طراحی ساختار فضاها منجر به افزایش رضایتمندی و تغییر در میزان حس دلبستگی افراد ساکن در آینده می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل میزان درگیری حواس در بناهای تاریخی: مطالعه موردی تیمچه قم</title>
      <link>https://bonyan.qom.ac.ir/article_4531.html</link>
      <description>در بناهای تاریخی درگیری حواس به‌منظور ایجاد حس تعلق و خوانایی فضا دارای اهمیت بوده است و معماران سعی داشتند، این اصول را در نظر گرفته و از طرق مختلف آن را ایجاد کنند. پژوهشگر با بررسی میزان درگیری حواس در تیم قم به‌عنوان نمونه‌ای از یک بنای تاریخی پارامترهای تأثیرگذار بر حواس و میزان درگیری هرکدام توسط عناصر موجود را بررسی کرده و تأثیرگذاری هرکدام را باتوجه‌به سن و جنسیت مشخص و در انتها با استفاده از نتایج به‌دست‌آمده راهکا‌رهایی برای استفاده از این عناصر در معماری امروز باتوجه‌به سن و جنسیت مخاطبین ارائه شود.پژوهش از نظر ماهیت از نوع پژوهش‌های کمی و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها از نوع پژوهش‌های میدانی است. جامعه‌داری این پژوهش را 32 نفر از کسبه و بازدیدکنندگان تشکیل می‌دهد که بااستفاده از جدول مورگان به عنوان حجم نمونه مشخص گردید. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استفاده شد. روایی پرسشنامه‌ها توسط کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 0.793 به دست آمد. جهت تحلیل داده‌ها از نرم افزار spss بهره گرفته شد و غیر‌نرمال بودن داده‌ها تعیین گردید. یافته‌های آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد رابطه نور و صدا، رابطه نور و لامسه، رابطه نور و دید، رابطه صدا و لامسه میزان همبستگی متوسط داشته و رابطه صدا و دید، رابطه لامسه و دید دارای همبستگی قوی بوده‌اند. درگیری حواس شنوایی و بینایی نیز در این بنا بسیار بالا بوده است. همچنین نتایج حاصل از آزمون من ویتنی حاکی از این است که عامل جنسیت و سن در میزان درگیری حواس در این بنا تأثیرگذار نبوده است. در نهایت باتوجه‌به یافته‌های پژوهش، پیشنهادهای کاربردی در خصوص راهکارهای عملی بهبود ادراک به‌وسیله درگیری حواس در بنا ارائه گردیده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
